تبليغاتX
چون دوست می خواهد می نویسم
از من جدا مشو که توام نور دیده ای        آرام جان و مونس قلب رمیده ای

   از دامن تو دست ندارند عاشقان           پیراهن صبوری ایشان دریده ای

از چشم بخت خویش نباشد گزند از آنک   در دلبری به غایت خوبی رسیده ای

منعم مکن ز عشق وی ای مفتی زمان       معذور دارمت که تو او را ندیده ای

                          آن سرزنش که کرد تو را دوست حافظا

                           بیش از گلیم خویش مگر پا کشیده ای  

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 دی1386ساعت 1:0  توسط یک دوست  | 

سلام

دوست عزیزی که این مطلب رو می خونی !

یه جوون بیمار که مشکوک به بیماری MS هستش از آشناهای منه

اگر ممکنه برای سلامتیش دعا کن

ممنونت میشم

+ نوشته شده در  جمعه 21 دی1386ساعت 0:55  توسط یک دوست  | 

 قرآن بخوان ! آن گاه كه درون خویش را از خود تهی یافتی و بیرون خویش را خالی از خدا...

قرآن بخوان ! آن گاه كه عقلت احساست را به بند كشید و فكرت عشقت را ، و قوه ی پیوستن به یزدان با نیروی عرفان را از دست دادی ...

 

فرازی از وصیت نامه شهید مهدی رجب بیگی                    

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 دی1386ساعت 0:57  توسط یک دوست  | 

از پنجره به بیرون نگاه می کردم  در فرصتی که خوابم نبرده بود !

تا کنون دریا را دیده ای ؟ که انتها ندارد !

همانگونه بود !


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 دی1386ساعت 23:38  توسط یک دوست  | 

پروانه در زندگیش فقط یک بار از پیله بیرون میآید

ولی ما ادما

هر لحظه زندگیمون

تولدی از یک پیله دیگه است

در هر بار بالی بدست میاریم که

عمق پروازمون رو بیشتر می کنه

پس باید مواظب باشیم تا

این دوره در پیله با موفقیت طی بشه

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 دی1386ساعت 1:29  توسط یک دوست  | 

سلوک و سیر تکاملی در انسان به غم منجر نمی شه

غم اندوزی نتیجه مسلک عارفان نیست

غم می گیم چون واژه دیگه ای مناسبش نیست

سوز شاید زیبا تر باشه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 2 دی1386ساعت 12:46  توسط یک دوست  | 

 
set as your home page