بعضي وقتا خوبه كه آدم يه نيم نگاهي به گذشته داشته باشه و اتفاقات گذشته رو مرور كنه
شايد در لابلاي اين اتفاقات نكاتي باشه كه ما رو از خطر زود قضاوت كردن دور نگه داره
بهتره استنادمون به حرفاي شما باشه
روزگاري هر موقع ميومديد تا آي دي خودتونو چك كنيد حتما يه پيام از من تو صندوق پيامهاتون مي ديديد
تولد ها و مناسبت ها اولين كسي كه تبريك مي گفت من بودم
كسي كه عليرقم مقاومت شما صبور بود و شما رو در حد توانائي خودش راهنمائي مي كرد
بارها شده بود كه در بدترين شرايط سعي كرده بود براي شما بنويسه تا شايد بتونه از اين طريق كمكي كرده باشه
وفتي شما خسته مي شدي و نامه هاي همراه با ياس مي نوشتيد به جهت حس مسئوليت و خيرانديشي حتي شب امتحان تا پاسي از شب مي نشست و از عمق جان براتون مي نوشت
و سعي مي كرد
تنها سعي مي كرد شما رو اميدوار نگه داره
با اين وجود بارها با تهديد شما براي ترك عرصه ابنترنت مواجه مي شد
و ...
از اين ... ديگه استفاده نمي كنم
چون نمي خوام همون منظور شما رو كه تو نامه خودتون آورده بوديد در ذهن تدائي كنه
زمان پيش ميره و شما باور مي كنيد كه اين شخص آدم قابل اعتماديه
احترام اين شخص به شما در حدي بود كه حتي يك بار به شما تو نگفت
و از همون ابتدا مشخصات خودشو در اختيار شما گذاشت
اابته شما هم چيزهائي به من گفتيد كه حاكي از اعتماد شما به من بوده اما اين من بودم كه زودتر به شما اعتماد كردم
حالا كه بحث عواطف پيش اومد
درسته ! يك پسر به اندازه يك دختر عاطفي نيست
اينو قبول دارم
اما يادتون رفته كه با وجود اتقافات متعدد من با بهانه هاي مختلف و با كندي هر چه تمامتر اتفاقاتي كه احتمال مي دادم شما رو ناراحت كنه عنوان مي كردم ؟
اين در حالي اتفاق مي افتاد كه شما بارها خواست من رو براي ازدواج با خودتون حتي قبل از اينكه عكستون رو ببينم رد كرده بوديد
و دلائلي آورده بوديد كه براي من كاملا قابل درك بود
حالا محمدحسن سر دوراهيه !
چه كار بايد بكنه ؟
آيا بايد برپيشنهاد غيرممكنش اصرار كنه ؟
يا بايد هموني باشه كه تا بحال نشون داده
رعايت حريم تحريك احساسات خيلي كار سختيه
پس سعي مي كنه تا بيشتر مراقب رفتارش باشه
اين چيزيه كه فاطمه خانم غير مستفيم ازش خواسته
بله من مقصرم
چون هميشه سعي كردم پايبند به اصول باشم
متاسفانه پايبندي به اصول بعضي وقتا احساسات ديگران رو تحريك مي كنه
من شايد در درك خيلي از رفتارها كند باشم ولي دركم خوب بوده
اما اين رو بخاطر بسپاريد من بايد براساس خواسته شما قدم برمي داشتم نه بيشتر
و خواسته هم بايد كاملا محسوس باشه
رابطه اون بحث كه گفتيد رو با اين بنده خدا نفهميدم
ولي انگار شما براي روابط خودمون چيزي بيش از اون كه نشون مي ديد حريم تعريف كرديد
و اگر اينطور بوده باشه بايد اينو به زبون مياورديد
چون براي تصميم گيري در اين زمينه نمي شه به شواهد و قرائن استناد كرد
بياييد فكر كنيم اينجا دادگاه عدل الهيه و متهم من هستم
آيا با توجه به قوانين الهي بايد مجازات بشم ؟
آيا شما مقصر نيستيد اگر من در عملكردم قصور داشتم
آيا شما با رفتارتون منو سر دو راهي قرار نداديد
طوري كه با وجود اينكه من بعد از خاستگاري دوم به مادرم قول دادم كه دختر خانمي رو بهش معرفي مي كنم كه اون دختر خانم شما بوديد
بي انصافيه
چرا خانم ها دوست دارن احساسات رو در انحصار خودشون قرار بدن
در حالي كه شما كند تر از من در درك الفاظ و منظورم بوديد
هيچ ايرادي به شما وارد نيست چون من شما رو كاملا درك كردم
اما شما هم منو درك كرديد ؟
بارها شد كه اگر من كوتاه نيومده بودم كار به جاهاي باريك كشيده مي شد
چه كسي بيشتراز شما در مورد من مي دونه ؟
چه كسي بيش از شما از راز هاي زندگي من خبر داره ؟
هيچ كس !
اين نشون نمي ده كه شما براي من خيلي مهم هستيد و بوديد؟
متاسفانه شما هميشه يك طرفه قضاوت كرديد !
نمونه عدم توجه شما به رفتار دوستانه ، همين الانه
زماني كه من در اوج مشكل فكري هستم
زماني كه به كمك شما احتياح دارم
شما موضوع تازه اي رو مطرح مي كنيد كه سنگيني بارش سرم رو درد مياره
من در زندگيم حق هيچ كس رو نخوردم و سعي كردم دل هيچ كس رو نشكنم
پس حالا باز نوبت شماست كه بگيد من بايد چي كار كنم ؟
من هميشه مديون محبت هاي شما خواهم ماند
محبت را كامل كنيد و بگيد چه كار بايد بكنم تا جبران كرده باشم
خدايا تو نيك مي داني كه به سبب بندگي تو و حرمت ساييدن پيشاني بر آستان تو جرات ندارم اهانتي بر دل مومن كه همانا جايگاه توست بنمايم
خدايا تونيك مي داني قصورم عمدي نبوده و ناشه از تلاطمات روحي
پس خود ضامن من در پيشگاه دوست باش
والسلام
| set as your home page |